تلویزیون را روشن میکنم. از همان اول هم شک داشتم که به تلویزیون نگاه کنم یا نه. شبکه 2 ( فکر میکنم شبکه فرهنگ) اخبار ورزشی. آقای احمدی نژاد و هیات دولت ایران در کشور بولیوی با هیات دولت بولیوی فوتسال بازی کردند و احمدی نژاد پاس گل داد. تصویر تماشاگرانی را نشان میدهد با لباسهای یک دست. ( احتمالا همین آشخورهای خودمان هستند) به طرز فاجعه آمیزی از این گل شادمانند. یعنی یک گلدان هم اگر این صحنه را میدید متوجه میشد که شادی مصنوعی است. ----- شبکه 3 ( شبکه جوان یا ورزش ) برنامۀ شوک یا چنین چیزی آدم ربایان جوان را نشان میدهد که با اسلحه جوانی از نیروی انتظامی را کشتند. تصویری از یک کودک که توسط آدم ربایان گرفته شده بود و کودک را کتک میزدند. صدای گریه کردن پسربچه و التماس…. حالم دارد بهم میخورد. تلویزیون خاموش. مقصر کیست؟ از همان اول هم نمیخواستم تلویزیون نگاه کنم. حالم از هرچیز که ربطی به اسلحه دارد بهم میخورد. از جنگ، از تفنگ، از سرباز، از فرمانده ، از ارتش، از سرباز، از فشنگ،
درست است که هر چیزی روزی میمیرد، ولی حالم از کشتن بهم میخورد.
|  |
1 comments:
جنگ خوبه منتها به عنوان آخرین راه حل برای مسالهای که زمان هم توان حلش رو نداره، جنگ باید در کوتاه تریم مدت، آثار و ریشههای هدف مورد نظر رو به کلی با کمترین هزینه ازبین ببره و همه کمک کنن خاطره جنبههای دلخراش اون پاک بشه و همه از اشتباهات درس بگیرن. دنیا در آرمانها ممکنه سبز باشه، در عمل رنگ خاکه و انسانها بر مبنای خصوصیات حریصانهی ذاتی خودشون عمل میکنند. جنگ یک پدیده طبیعی برای تکامل است. وقتی بحث بازیحریصانه مطرحه و پدیدهای بالقوه برای یک طرف برای رسیدن به منافعش (هر چه که باشد) وحود داشته باشد، عقل حکم می کنه طرف مقابل آنرا ممکن بدونه و در جهت منع طرف مقابل هرچه از دستش بر میاد انجام بده بخصوص وقتی طبعاتش قابل تحمل نباشه. تصمیمگیری اصولی بر مبنای علایق و آرمانها جلو نمیره، بر اساس مانع چینی در جلوی اتفاقات نامطلوب هست هرچند تنها اون اتفاقات ممکن باشه. سیستمهایی که پارامترهای متعدد دارند، تنها از این روش قابل کنترل است وگرنه نتایج بسیار دردناکتری از جنگ کوتاه به بار میآورد.
:)
ارسال يک نظر